هر چقدر سعي ميكنم اما باز هم نميتونم احساسم را به روز اول برگردانم....

احساسي كه سال ها سر در گمم كرده بود...

به روزگاري فكر ميكنم كه تمام از دست داده هايم را با حضورش به دست آورده مي ديدم ..چون باورش كرده بودم...چون فاصله اي بين  او و خودم نمي ديدم...

فكر ميكردم دنياست كه دروغ ميگويد....و او است كه تنها حقيقت را ميداند...

اكنون زندگي ام را يكسره تلخ و ناكام مي بينم...

و به جواني از دست رفته ام مي نگرم...و گل هايي كه سعي كردم در گلخانه اي كه جنس شيشه داشت پژمرده نشوند...

سخت است گل هايت گرفتار طوفان سهميگني بشود...و شيشه هاي گلخانه ات نشكند..تمام سعي ام اين بود ..كه نريزد شيشه ها...ترك بر ندارد گلدان گل هايم....

بايد كاري كنم...

شايد با احساسم بتوانم ...

تا زنده ام خودزني ميكنم....

تا  مهري كه دارم...عشقي كه لبريز از محبت است...گلخانه ام را محافظت كنذ.

چه ديونه باشي

چه عاقل

چه خوب باشي

چه بد

چه سياه باشي

چه سفيد

چه بوي عرق بدي

چه بوي عطر

چه پولدار باشي

چه بي پول

آخرش هم آدمهايي هستيم كه گره خورديم به هم...

چه تو اتوبوس

چه محل كار

چه زندگي

و وقتي گرهها باز مي شود كه مرگ مي آيد

اونوقت:

فرقي نداره كجا مي خوابي

چه تو قبر ي با سنگ سفيد

چه تو قبري با سنگ سياه..

چه تو قبري بي سنگ....

قبره ديگه ..تاريك و سرد


گاهي وقت ها وقتي منتظر يه خبري هستي كه از خوش آيند و بد آيندش هيچي نميدوني ..بوي خاك...بوي رنگ... آسمون..آفتابي يا ابري بودنش يه نشونه برات داره..دلت را روشن ميكنه ..اما گاهي هيچ نشانه اي نيست..هيچ پيغامي از دنياي اطرافت نداري

و منتظري ....و اين انتظار چه بيهوده است و من چقدر سخت اين لحظات را پشت سر مي گذارم .....

وقتي از همه دنيا كلك ميخوري...

وقتي از مهمترين آدم از لحاظ جايگاه در دايره زندگي ات دورنگي ببيني...ديگه برو تا اخرش...

قبلن در مورد دوستي هام يه چيزايي گفتم...اما گاهي حرفاي تكراري هم لذت بخش و هم اينكه يادآوري ميشه كه چه كساني ارزش حضور حتي كمرنگ در زند گي ات را دارند..

دوستي چندي ساله اي با سهيك (بامشاد تابناك) دارم.. در خصوص مسائل مشترك مثل وبلاگ هامون...دوستي هاي مشتركمون....اختلاف نظر زياد داشتيم.. اما ارزش دوستي با ايشون بسيار گرانبهاست..و گاهي اشتباهاتي از من سرزده كه بزرگواري كرده و از كنارش گذشتند..بسياردوستشون دارم و لازم بود يك جايي ازشان تشكر كنم..يه جايي كه دوستان ديگر هم ببيننند.

من و آردي و بنان...تنهايي تو ترافيك همت...........

فكر كردن به بعضي دوستي ها كه چه جوري ميتونه تاثبر گذار باشه.............

و اينكه سال هاست كه به مشتي دروغ دلبسته ام...............