من_ شب و خورشید
جهان ..آلوده ی خواب است.
با سروناز رفته بودیم خرید.................... این بچه و پسر همراهش را که دیدم به جای خنده گریه میکردم........................... غم را تو نگاهشون میدیم................. و حسرت های به دل مانده اشان....... هیچ کاری نمیتونم برای بچه های سرزمینم انجام بدهم..هیچی.. پ.ن.سکوت............ با همه نورش... با همه شور و شیداییش ............. هراس و دلشوره می آورد........................ ترس از غروبش............................ ترس از خاموشی و بی تابی اش.................... اینجا رسما...کتبن و جدن اعلام میکنم بنده به هیچ گروه ضد انقلاب...موافق انقلاب ..اینوری یا اونوری..وابسته نیستم و به تنهایی با تمام قدرت و توانم در این آشفته بازار زندگی میکنم و هنوز هستم.... پس خواهش میکنم من را از این بازی های نه چندان حرفه ای و مهم دور بدارید................... با تشکر ..جودی ابوت معروف به بنفشه!!!!!!!!!!!!!!! معمولن حوصله بحث های خاله زنکی موجود در اداره را ندارم.صداش میکنیم ریحانه اما تو شناسنامه اش زینب ثبت شده است.همکار و دوستم میپرسند زینب هم اسم قشنگی است و از اسامی فاطمه است چرا ریحانه صدایت میکنند...توضیحاتش من را شگفت زده میکند. :آخه مامانم میگه وقتی دنیا اومدی خیلی گریه میکردی و چون اسمت زینب بود گفتیم حتمن به خاطر مصیبت های حضرت زینب تو اینجوری میشی...تصمیم گرفتیم ریحانه صدات کنیم............. منهم همان موقع بهش گقتم ربطی به زینب و ریحانه نداره حتمن کولیت روده داشتی بعد از سه ماه خوب شدی... دختر امروزی..دانشجو و پرورش یافته در خانواده فرهنگی ..وای بر ما...
| Design By : Night Skin |

