تبليغاتX
من_ شب و خورشید




















من_ شب و خورشید

جهان ..آلوده ی خواب است.

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

با سروناز رفته بودیم خرید....................

این بچه و پسر همراهش را که دیدم به جای خنده گریه میکردم...........................

غم را تو نگاهشون میدیم.................

و حسرت های به دل مانده اشان.......

هیچ کاری نمیتونم برای بچه های سرزمینم انجام بدهم..هیچی..

پ.ن.سکوت............

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 22:46 توسط بنفشه| |

ستاره زیبای شب های تنهایی..............

با همه نورش...

با همه شور و شیداییش .............

هراس و دلشوره می آورد........................

ترس از غروبش............................

ترس از خاموشی و بی تابی اش....................

 

نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 22:12 توسط بنفشه| |

دوست قدیمی از جمیع وبلاگ نویسان برای این حقیر پیغامی گذاشته مبنی بر اینکه اینجانب بنفشه و او از نگاه بعضی دوستان کانون وبلاگ نویسان یک نفر هستیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اینجا رسما...کتبن و جدن اعلام میکنم بنده به هیچ گروه ضد انقلاب...موافق انقلاب ..اینوری یا اونوری..وابسته نیستم و به تنهایی با تمام قدرت و توانم در این آشفته بازار زندگی میکنم و هنوز هستم....

پس خواهش میکنم من را از این بازی های نه چندان حرفه ای و مهم دور بدارید...................

با تشکر  ..جودی ابوت معروف به بنفشه!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 21:54 توسط بنفشه| |

سر میز ناهار نشسته بودیم...

معمولن حوصله بحث های خاله زنکی موجود در اداره را ندارم.صداش میکنیم ریحانه اما تو شناسنامه اش زینب ثبت شده است.همکار و دوستم میپرسند زینب هم اسم قشنگی است و از اسامی فاطمه است چرا ریحانه صدایت میکنند...توضیحاتش من را شگفت زده میکند.

:آخه مامانم میگه وقتی دنیا اومدی خیلی گریه میکردی و چون اسمت زینب بود گفتیم حتمن به خاطر مصیبت های حضرت زینب تو اینجوری میشی...تصمیم گرفتیم ریحانه صدات کنیم............. منهم همان موقع بهش گقتم ربطی به زینب و ریحانه نداره حتمن کولیت روده داشتی بعد از سه ماه خوب شدی...

دختر امروزی..دانشجو و پرورش یافته در خانواده فرهنگی ..وای بر ما...

 

 

نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 20:47 توسط بنفشه| |


Design By : Night Skin