من_ شب و خورشید
جهان ..آلوده ی خواب است.
کاش هنگامی که به عقب برمی گشتم دریایی ارام می دیدم که طول ان را با شنایی نرم درنوردیده بودم و عرض ان را باعشق پیموده بودم. و اکنون زمان ان رسیده بود که در ساحلش به روی ماسه های داغش بخوابم و خستگی چند ساله ام را بگذارم تا اب دزدک ها غلغلکش دهند. .............و بقیه راه را در خشکی بروم. اما نه این جور نبود. پشت سرم ..تمام کودکی نوجوانی و جوانی ام و................بیابانی است که از ترس طوفان شن نیامده اش مدام دستم را جلوی دهان و چشمم گرفته ام. زمانه بازی غم انگیزی دارد که من نقش خود را در ان از یاد برده ام. پ.ن ۱.نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد پ.ن.۲ طعم گیلاس طعم جمهوری اسلامی پ.ن.۳ به سوی 8 مارس گندم بر تار قلبش موهایم را به دست باد بسپارم بی چارقدی..... که هنوز هم نمیتوانم نگهش دارم. هوسی که مزه اش برایم بماند/ اخ که خاطره اش یادگار روزگار نوجوانی ام است. نوجوانی که در دریایی از نسل سوخته به میانه راه رسیده است. ازادی ام چه شد؟ موهایم؟ قلمم را بدهید نترسید ... من یک زنم ... فقط از خودم میگویم.. چارقد نمیخواهم..یادگار مادر بزرگم نیست... نترسید..قلمم را بازپس دهید فقط از خودم میگویم..چارقد نمیخواهم. کاش بنفشه زیبا بود... کاش زیبایی دانا بود... کاش زیبایی دانا و فداکار بود..... کاش زیبایی دانا ......فداکار...توانا و عاقل بود... کاش زیبایی با هزاران چشم تا بتواند بهتر ببیند ...اطرافش را.... کاش بنفشه.. زیبای...دوست ما.. هزاران قلب برای بخشیدن داشت..دست به دست میداد تا همه دریا دل شوند ...قلبی که خود نداشت اما اگر داشت.....حتمن هزاران دست هم برای بخشش داشت. کاش شجاعت داشت تا بتواند بی ترس و بی واهمه حقش را بگیرد ...تا تصمیم بگیرد ...انگاه هزاران لب داشت تا بخندد. کاش قامتی بلند بالا ......استوار مانند سروناز شیراز داشت که با هر بادی خم نشود. برای بنفشه خیالی اسوده ارزو کنید.
نوای خوش بودن را
باز زخمه ای .......از جنس باران می نوازد.
.بر چنگ دلش
مبنوازد عاشقی را ....
زندگی را.......
چه زیباست خلق این همه سرایش.........
اما .....گندم
نتوانست با ساز و بی ساز
بگوید
دلیل بودن خود را .
| Design By : Night Skin |


