تبليغاتX
من_ شب و خورشید




















من_ شب و خورشید

جهان ..آلوده ی خواب است.

به مانند فرشته ای.........

بال هایش را که از بزرگی همتا نداشت به او داد....

داد تا پرواز را مانند جوناتان به خاطر بسپارد.

.......................

بال ها را احساس کرد .....سنگینی اش را.....اما پرواز چیز دیگری است........به اسمان عشق صعود کردن...و خود را در ان فضا دیدن.

بالا و بالاتر رفت تا با   نیروی بی همتای بی نام و نشان  نرد عشق بزند.....

پرواز کرد..

بر زندگی او نشست...

اما جایش را تنگ دید.

مجال تکان خوردن ندید..انگاری برای خراب کردن امده بود نه تقدیم شور. انهم با بال های به عاریه گرفته اش...

پر پرواز را همانجا گذاشت و چون دیگر بال نداشت ....

همانند سایه ای از زندگی او رخت بر بست.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 20:47 توسط بنفشه| |

دیشب یک کار مهمی کردم.................

سعی میکردم بخوابم ..........اما نه !دلم خواست سفری برم..............

چشمانم را بستم . با سر رفتم توی قلبم...........وای چقدر رگ ..ریشه ....صورتم خونی شد...دستمال نداشتم خون ها را پاک کنم.

پس سعی کردم چشمام را بازتر نگه دارم.وای خود م را دید.

باور نمیکردم.این من بودم.

دیگه خوابم نبرد...................................

 

نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 0:20 توسط بنفشه| |

وبلاگ نقش درونم فکر میکنم حک شده باشد....

قبلا یکی از دوستان تذکری دادن اما جدی نگرفتم.لینک  رابر میدارم تا نقش درون دیگری بسازم.

 

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 21:20 توسط بنفشه| |

به ماه بنگر

      و در ارزوی کسی باش که در دور دست هاست.

 

وقتي به کسي که دوستش داري فکرمی کني حس زندگي در درونت وول میزند ...زهدان حسش میکند.......و قلبت تند تر میزند.مانند مادری که جنینش را با چشم دلش میبیند...

وفتی به دور دست ها نگاه میکنی دنیا را با او یکی ببینی..........همه جا با او.

پس در عشق چیست..............جز هستی و زندگی؟

نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 22:16 توسط بنفشه| |


Design By : Night Skin