تبليغاتX
من شب و خورشید

من شب و خورشید

سيب ميوه ي بهشتي است ..اما انار را دوست دارم............

همونطور که دارم به چشماش نگاه میکنم تا بهتر حرفاشو بفهمم /جوراباش را میبینم !وای چقدر انتخاب  جوراب به شخصیت ادما ربط دارد.چه خوب شد که زود فهمیدم وگرنه بیشتر باورش میکردم.

 

پ.ن ۱.اینهم یه جورشه! نمیتونم نظم داشته باشم .یک وقت مینیمال میشه

یه وقت شعر ..........یه وقت درددل.چقدر  افکارم مرتعشه!!!!!!!!

پ.ن ۲.خوب چی کارش کنم تقصیر جورابای اون بود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بنفشه  | 

* یکی از حادثه های دلچسب زندگی بنفشه *

 

یک سال پیش دریکی از  همین روزهای خوب و قشنگ آن نیروی بی همتای بی نام /به پیشنهاد یاسمن مهربانم /به دنیایی بزرگ دست یافتم که همیشه آرزویم بود.

 

دنیای پر از راز و رمز برای من بی راز و رمز.

دنیایی که دوستان زیادی را به من هدیه داد که بعضی رفتند و بیشتر هستند.

وبلاگستان دنیایی بود که توانستم در دریای بیکرانش خودم را رها کنم و با نیمچه شنایی که میدانستم عاشقانه بروم. بدون نگاه کردن به روبرو و پشت سرم /بی توجه به اینکه در راه رفته ایا تماشاگری هم داشته ام یا نه  /

دغدغه ها/دلواپسی ها و دلبستگی هایم را در دفتر همیشه گشوده اش  نوشتم –بی چشم داشتی به آینده .

با دوستان وبلاگ نویسم خندیدم /گریستم /آموختم و گاه بی تفاوت از کنارشان گذشتم و تنها میدانم آنها حقیقت را به گونه ای نشانم دادند که هرگز ندیده بودم.

 

به بنفشه نگویید نو آوری کن.............

به بنفشه نگویید به زبان عامه بنویس یا ادبی  ..نه اینکه از پویا شدن واهمه داشته باشد .گوشهایش نمیخواهند که بشنوند مثال پسرک آبی داستانش..میدانید چرا؟چون تنها همینجاست که بدون سرمشق مینویسد.او میخواهد خودش باشد با زبان بی تجربه  اش .بی ترس از اشتباه کردن جسورانه بتازد و و انگاه با تکیه بر تجربیاتش  پخته شود.قصد او از نوشتن حرفه ای شدن نبود بلکه به مانند نوازنده ای که با سازش درد و دل میکند میخواست جایی بی هیاهوی اطرافیانش با خودش درد دل کند .....................

 

بنفشه با تمام اشتباهات بزرگ و کوچکش اینجا را خانه دلش قرار داده است. او سر گشته است. در آستانه یک سالگی اش /به مانند کودک نوپایی باید راه طولانی بی پایانی را برود تا درس بگیرد.

 

دوستان نازنینی که در این یکسال همراه من بوده اند را همیشگی میدانم:

یاسمن خوبم که از کودکی تا به حال همیشه و همه جا با هم بوده ایم .

سهیک مهربان همچون معلمی دلسوز شاگرد ناخلفی چون من را تحمل کرد .........و بقیه دوستان و همراهانم شازده خانم گل/حاجیه خانم دوست داشتنی /ممل ناپیدا /سربدار/اعدامی/عمو اروند /جوجوو.......................

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بنفشه  |