تبليغاتX
> من شب و خورشید





















من شب و خورشید

جهان ..آلوده ی خواب است.

وه  که سرابی بیش نبود...

تنم را دشتی از شقایق دیدم..

ورگ هایم ..رودخانه ی آرام...و کودکانی که

                       جست و خیز کنان

در من جاری بودند.

ـ----ـ

سرابی بیش نبود

که تنم را دشتی از شقایق دیدم...

کودکان تنم  دانه دانه

گاه مشت مشت

شقایق ها را می چیدند...

و قرمز هایش را به یکدیگر میدادند.

ـــ---ـــ

سرابی بیش نبود ...

                         وقتی دشت تنم را خالی از شقایق دیدم...

رودخانه های تنم خشکیده بودند...

و کودکانم

خدای گونه

......................نگران

.................حیران

مینگریستند...اندام لختم را.

ــــ---ــــ

سرابی بیش نبود

که تنم را دشتی از شقایق دیدم.

................................................................................................

بخوانیدش......

+نویسنده چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 138823:43 بنفشه | |

تصمیم گرفته بودم حرف نزنم...

فکر کردم خفه شدن بهتر از حرفی است که برایش گوشی شنوا نباشد.

اما بغض مانده در گلویم را کجا فریاد بزنم...برادر غرق خون است.

بهت زده و گریه کنان به هویتم...به وطنم و مردمم فکر می کنم.

از اینکه ترسو باشم متنفرم...از اینکه دیده هایم را ندیده بگیرم...زنده بودنم را بی دلیل میبینم.

 

+نویسنده سه شنبه بیست و ششم خرداد 138820:14 بنفشه | |

با نگاهی نگران...و..با اشکی تلخ:

به میر حسین موسوی رای میدهم.

+نویسنده سه شنبه پنجم خرداد 138822:20 بنفشه | |

باید بنویسم.

سالی یک بار با خودم قهر میکنم..اما بی فایده است.قهر کردن به درد بخور نیست.باید خودم را ببینم..باهاش حرف بزنم و کار را به چالش بکشانم.

وقتی حرف نزنی..انگار نیستی ..نمیبینی ..نمیشنوی..اما من هم میبینم و هم میشنوم....پس هستم..

باید واقع گرا باشم..خودشناسی کنم و ببینم تلاش هایم برای  پیوند دادن ها و سعی در گسسته نشدن آیا فایده ای هم  دارد یا خیر؟

وقتی به بسیاری از مسایل فکر میکنم و سعی در فراموشی اش دارم..به جایی میرسم که میبینم ریشه دار تر از آن چیزی است که من فکر میکنم و جبران آن با خود درمانی بی فایده است.

حیف که یاد نگرفته ام که حرفم را با صراحت بزنم..جلوی آیینه میروم.طرفم را روبروی خودم قرار میدهم و با فرض بودنش تمام حرف هایم را میزنم .آرام میگیرم و همه چیز مثل سابق باقی میماند.

 

 

 

 

+نویسنده یکشنبه شانزدهم فروردین 138822:23 بنفشه | |